اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

39

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

عمر درباره سواد كوفه با اصحاب رسول خدا مشورت كرد و بعضى از ايشان گفتند : آن را در ميان ما بخش كن ، پس با على مشورت كرد و گفت : ان قسمتها اليوم لم يكن لمن يجىء بعدنا شىء و لكن تقرها فى ايديهم يعملونها فتكون لنا و لمن بعدنا ، « اگر امروز آن را بخش كنى براى كسانى كه پس از ما باشند چيزى نخواهد بود ، ليكن آن را بدست ايشان مىسپارى تا در آن كار كنند و براى ما و آيندگان هر دو باشد . » پس عمر گفت : خدايت بر اين عقيده توفيق دهد [ 1 ] . عمر عثمان بن حنيف و حذيفة بن يمان را فرستاد تا سواد را مساحى كردند و آنان را فرمود كه بر هيچكس بيش از توانايى او بار نكنند . پس خراج سواد به هشتاد هزار هزار درهم رسيد و براى عثمان بن حنيف روزى پنج درهم و يك انبان آرد معين كرد و او را فرمود كه نه پشته اى و نيزارى و باتلاقى و نه جايى را كه آب بدان نمىرسد ، مساحى نكند و نيز دستور داد كه با ذراع سياه مساحى كند و آن يك ذراع و يك قبضه است و شست خود را اندكى بالاى قبضه راست نگهداشت . پس عثمان هر چيزى را كه از دامن كوه حلوان تا زمين عرب كه پايين فرات است ، مساحى كرد و آنگاه به عمر نوشت كه من زمينهاى آباد و بايرى را كه آب بانها مىرسد چه مالك آن را كشت كرده يا نه [ . . . ] [ 2 ] درهمى و قفيزى [ 3 ] و بر تاكستان ده درهم و بر يونجه پنج درهم ، خراج نهاد و بر خود ايشان بر دارا چهل و هشت ، و بر [ آنكه ] پايينتر بود بيست و چهار ، و بر نادار دوازده درهم نهاد و گفت درهمى در ماه مردى را نادار نمىكند . پس از خراج سواد در نخستين سال هشتاد هزار هزار درهم و در سال آينده صد و بيست هزار هزار درهم بدست آمد ، و دهگانان نزد عثمان بن حنيف آمدند و

--> [ 1 ] ر . ك . فتوح البلدان ص 266 . [ 2 ] سى و شش هزار هزار جريب يافتم پس بر هر جريبى . ر . ك . فتوح البلدان ص 268 . [ 3 ] قفيز « پيمانه اى است به اندازه هشت مكوك و هر مكوكى يك صاع و نيم ( قاموس ) .